|
منار
مرکز نشر انوار رحمت
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 :: 12:43 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور
چندی قبل تیم ملی فوتبال آرژانتین با هدایت دیه گو مارادونا اسطوره فوتبال این کشور به جام جهانی راه پیدا کرد و این در حالی بود که موفقیت این تیم با کش و قوس های فراوانی همراه بود تا جایی که در برهه ای حتی حضور آرژانتین در جام جهانی به شدت در خطر قرار گرفت و بسیاری احتمال عدم حضور تیم ملی فوتبال آرژانتین را پس از سال ها در جام جهانی فوتبال پیش بینی می کردند. اما چیزی که در این بین جالب بود اینکه فدراسیون فوتبال آرژانتین تا آخرین لحظه از مارادونا حمایت کرد. در مسابقات مقدماتی بسیاری احتمال برکناری مارادونا را در مقاطعی از مسابقات دور از انتظار نمی دانستند. اما این کار صورت نگرفت حتی احتمال عدم حضور آرژانتین در جام جهانی باعث نشد که یک قهرمان ملی خراب شود و با آبرو و اعتبار او بازی شود. با دیدن این موضوع من به یکباره به یاد تیم فوتبال ایران و وضعیت علی دایی افتادم . هیچ انسان منصفی نمی تواند زحماتی که علی دایی برای فوتبال ایران کشیده است فراموش کند. خدمات دایی به فوتبال ایران و افتخار آفرینی او یکی دوتا نیست. او آقای گل جهان است و بیشترین بازی های ملی را در کارنامه درخشان خود ثبت کرده است . انسان معتقدی که در هنگام شروع هر مسابقه لبانش به ذکر الهی می جنبد . اما متاسفانه در دوره مقدماتی جام جهانی به دلیل اینکه تیم فوتبال ایران در خطر عدم حضور در جام جهانی قرار گرفت ، علی دایی اسطوره فوتبال ایران از کار برکنار می شود . مگر ما در ورزش و در فوتبال چند نفر مثل علی دایی داریم که با او اینگونه برخورد می شود. علی دایی یک ورزشکار تحصیل کرده است که هنوز در ابتدای راه مربیگری قرار دارد و جالب این است که پس از برکناری علی دایی و آوردن یک مربی باز هم تیم ایران موفق به راهیابی به جام جهانی نمی شود اما این وسط آبرو و اعتبار یک انسان نخبه و موفق زیر سوال می رود. فکر می کنم ما باید بیشتر از این قدر قهرمانهای ورزشی خود را بدانیم و نخبه ها و اسطوره های خود را اینگونه راحت به فراموشی نسپاریم. یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 :: 11:48 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور
از قدیم الایام تاکنون در شعر شاعران دیار ما و در ادبیات مردمی گیلان ، استان سرسبز ما بهشت نامیده شده است. چرا که خداوند حکیم بهترین الطاف خود را در تجلی زیبایی های طبیعت به استان زیبای گیلان عطا نموده است . مناظر بکر طبیعی که خود ما گیلانی ها وقتی با بسیاری از آنها برای اولین بار روبرو می شویم انگشت تعجب به دندان می گیریم. کوههای سر سبز با مناظر بسیار چشم نواز و سرشار از جمال و زیبایی ، رودخانه های پرپیچ و خم که در جای جای این سرزمین نشاط و سرزندگی و شادابی را هدیه می کند. آبشارها و مردابهای زیبا ، آثار تاریخی که یادگار مردمانی است که زیبایی های این دیار را برای سکونت خود برگزیده اند ، امام زاده های متعدد که به لطف مهربانی مردم گیلان قدم های متبرک خودرا به این محیط زیبا رسانده اند و معنویت وجود خویش را به مردم این سرزمین هدیه داده اند ، باران های فصلی خاطره انگیز و دهها و صدها مورد دیگر از مناظر طبیعی که مجال برشمردن آن در این گفتار نیست.همه وهمه دست به دست هم داده اند تا گیلان سرزمین آرزوها باشد و از دیرباز نام شمال ایران با تلألؤ زیبایی گیلان و مازندران بدرخشد. گیلان عزیزی که بر بستر بال کوههای سر بفلک کشیده اش همچون قله ی زیبای درفک ، دشت ها و جلگه های سرسبز به دریای خزر ختم می شود. اما الآنگیلان عزیز ما چه حال و روزی دارد؟ به لطف دولت خدمتگزار و تلاش های مسئولین نظام مقدس شاهدیم که بزرگراه رشت و قزوین تا مدتی دیگر به بهره برداری خواهد رسید. راه آهن گیلان در حال ساخته شدن است مواصلاتی دیگر از جمله جاده سنگر – سیاهکل که در ادامه طبق شنیده ها به سمت شرق گیلان امتداد خواهد یافت و از طریق اشکورات به قزوین متصل خواهد شد نیز یکی از اقدامات مؤثر خواهد بود. اما خود گیلان کجاست؟ هویت گیلان به چند چیز شناخته می شود. 1- کشاورزی: طبیعت گیلان به گونه ای است که تولید برخی از محصولات کشاورزی را برای گیلان انحصارنموده است مثل زیتون و چای و کرم ابریشم ضمن اینکه برنج گیلان شاید بتوان گفت از محصولات استراتژیک و منحصر به فرد حتی در دنیا به حساب می آید . شیلات و پرورش آبزیان از دیر ویژگی های این استان است . زمینه های بکر دیگری که می توان با استفاده از تکنولوژی و فناوری های روز دنیا برای بهره برداری بیشتر از زمینه های موجود در جهت ارتقاء کشاورزی گیلان استفاده نمود سبب می شود که گیلان را به عنوان یکی از مهمترین قطب های کشاورزی ایران بشناسیم. ولی آیا از خود پرسیده ایم که گیلان عزیز ما در این زمینه ها و موقعیت های بالقوه در حال حاضر چه وضعیتی دارد؟ ادامه مطلب ... یکشنبه نوزدهم مهر 1388 :: 7:57 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور
در روزهای گرم تابستان ۸۸ لطف الهی جذبه نور معنوی خویش را در سفر به زیارت بیت ا... الحرام نصیب حقیر فرمود. این سفر بی هیچ ریب و ریا خاطره ای به یادماندنی است که هر که را توفیق حاصل شود تشنگی زیارت دوباره را به دنبال دارد. نمی دانم خداوند چه نیرویی در آن سرزمین به ظاهر خشک و لَم یَزرَع به جای گذاشته و بهتر است بگویم که فهم آن برای امثال من مشکل است . اما هرچه هست جذبه ی نور الهی است که باید درکش کنی. بارهادر کنار خانه ی خدا با خود میگفتم و حتی به دوستان هم سفر هم منتقل کردم که خداوند چه نیرویی در خانه کعبه قرار داده که همه ی مردمرا از اقصی نقاط عالم به این نقطه می آورد و گرد خود می چرخاند. مثل ذرات الکترون ، نوترون و پروتون که گرد هسته اتم همواره در چرخشند.این چرخش ناخودآگاه توحید را به ذهن متبادر می کند و تو بدون آنکه بخواهی ندای ((وحده لا اله الا هو))را سر می دهی. و به فکر فرو می روی که براستی اگر این جهان با عظمت یگانه خدای مهربان را نداشت چه وضعیتی بر آن حکم فرما می شد؟ چه می گویم ! آیا اصلاً دیگر کسی وجود داشت که بتواند حتی فکر کند. خدای حکیم و حی و سبحان است که همه چیز برگرد وجود او در تسبیح است.یُسبِّحُ لِلّه مَا فِی السَّمَواتِ وَالاَرض و جلوه ی این وحدت و یگانگی در طواف خانه دوست پیداست. ادامه مطلب ... چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 :: 13:18 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور
سلام دوست من با موضوع (سفر به سرزمین عشق و وفا)آپ میکنم ............................................... یکشنبه هجدهم مرداد 1388 :: 12:40 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور ای حریم کعبه، مُحرم بر طواف کوی تو
من به گرد کعبه می گردم بیاد روی تو گرچه بر مُحرم بود بوئیدن گلها حرام زنده ام من ای گل زهرا زفیض بوی تو
گل همیشه بهارم ،ببین خزان باقی است خراش صاعقه بر چهر آسمان باقی است حدیث سیای طوفان به چهره گل سرخ هنوز بر دهن یاس و ارغوان باقی است قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان ولایت علی و آل ، جاودان باقی است گل همیشه بهارم بیا که آیه عشق بنام پاک تو در ذهن مردمان باقی است پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 :: 22:36 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور یکشنبه بیست و دوم دی 1387 :: 20:36 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور شنبه بیست و سوم شهریور 1387 :: 10:27 :: نويسنده : عبدا... عارفی پور سالهاي سال كساني كه از جاده رشت به سمت فومن و صومعه سرا عبور مي كردند بعد از سه راه شفت در دو طرف جاده درخت هاي تناور چنار را مشاهده مي كردند كه سر سبز و استوار ايستاده بودند و با شادي و طراوت خود زيبايي دو چنداني به مسير بخشيده بود . در سالهاي اخير با تعريض جاده به گونه اي آسفالت خيابان به پاي اين درختان كشيده شد كه كم كم موجبات خشك شدن آنها را فراهم آورد و پس از يكي دو سال آرام آرام شروع به پژمرده شدن و سپس در نهايت درختان مزبور خشك شدند و امسال نيز با احترام تمام سر آنها را بريدند و كساني كه امروزه از اين مسير تردد مي كنند شاهد هستند كه ديگر از آن درختان زيبا و تناور خبري نيست . نمي دانم آيا نمي توانيم كاري كنيم كه طوري جاده هايي را درست كنيم كه درختان ما كه سال ها طول مي كشد تا قد بكشند و سايه بگسترانند ، سالم بمانند و همچنان به سايه بخشي و طراوت خود تداوم بخشند ؟ مگر نمي گويند كه درختان ريه زمينند ؟ بياييم با درختان بيش از اينها مهربان باشيم و به راحتي آنها را قطع نكنيم . باور كنيم كه باروري و به ثمر رساندن يك درخت بسيار سخت تر از قطع كردن و از بين بردن يك درخت است و فراموش نكنيم شعري را كه در كودكي زمزمه كتابهاي درسي ما بود ... به دست خود درختي مي نشانم به پايش جوي آبي مي فشانم درختم كم كم آرد برگ و باري ... درباره وبلاگ ![]() |
|